خشم و عصبانیت از مشکلات رایج در قرن اخیر می باشد و بسیاری از افراد بدلایل مختلف دچار بحران

خشم  می شوند . قبل از اینکه راه حلهای کنترل خشم را بیان شود لازم است بدانیم خشم و علل و

ریشه های عصبانیت چیست ؟ و در نهایت چگونه می توانیم خشم خود را کنترل کنیم؟

 تعریف خشم : برانگیخته شدن عواطف جریحه دار شده را خشم می نامند اگرچه در ابتدا احساسات ما

 برانگیخته می شود ولی بر فکر و بدن ما نیز تأثیرمی گذارد و تمام ابعاد وجود ما را در بر می گیرد .

 علل و ریشه های خشم : علل  و ریشه های خشم دارا ی ابعاد مختلفی است که عبارتند از  فیزیکی ٬

 شخصیتی ٬عجز و ناتوانی .

 علل فیزیکی: مشکلات هورمونی مانند پرکاری غده تیروئید و ترشح بیش از حد هورمون تیروکسین  یکی

 ازعوامل بروز خشم می باشد  . خانمها نیز در دوران قاعدگی به علت به هم خوردن تعادل هورمونی

دچار عصبانیت می شوند خستگی نیز یکی دیگر از عوامل  رایج خشم می باشد و هر چقدر سطح

خستگی  بیشتر باشد امکان بروز عصبانیت بیشتر می شود .

 علل شخصیتی : خشم می تواند ریشه در شخصیت افراد داشته باشد معمولا افرادی که اضطراب زیاد

دارند ، زودرنجند و حساسیتبیش اندازه نسبت به مسائل داشته باشند بیشتر از افراد دیگر عصبانی

می شوند و باید به درمان اضطراب و حساسیت شخص پرداخت.

علل عجز و ناتوانی : وقتی به طور مداوم در زندگی با موانعی زیاد و غیر قابل عبور مواجه شویم و نتوانیم

آنها را از سر راهمان برداریم خشمگین می شویم بنابراین ابندا یاد بگیریم که چگونه با موانع و مسائل

برخورد کنیم و خشم ما معلول این عوامل است نه علت .

 از عوامل دیگری که خشم ما را بر می انگیزاند بی عدالتی  و روابط جریحه دار شده ما با دیگران است

(که روابط باید اصلاح گردند ).

نشانه های خشم : در هنگام خشم و عصبانیت چهره برافروخته میشود و تن صدا تغییر می کند و

نفس های فرد تندتر می شود و در کلام فرد ٬ عصبانیت به وضوح مشخص است .یکی ازنشانه های

خشم که قابل تشخیص نیست زمانی است که  فرد نتواند آشکارا ناراحتی خود را بروز دهد و سعی

می کند به صورت زیرکانه خشم خود را به صورت تهمت زدن و غیبت کردن نشان  دهد . در واقع غیبت

کردن می تواند یک وسیله برای ابراز خشم باشد و یا شخص باجوک گفتن  و شوخی کردن فرد مورد

خشم خود را مورد تمسخر قرار می دهد.

عملکرد های رایج : 

انکار : انکار یکی از عملکرد های رایج پیرامون خشم می باشد که گاهی افراد برای حفظ تعادل روحی و

 عاطفی خود در مقابل دیگران خشم خود را انکارمی کنند و منکر عصبانیت خویش می شوند.اگر فرد به

طور مداوم انکار کند صدمات زیادی به خودش می زند و خشم فرو خورده باعث زخم معده ٬فشا رخون بالا

٬ترس و اضطراب شدید و گاه حملات قلبی می شود .

سرکوب :  در این واکنش شخص خشم خود را به لایه های تحتانی روح و روان خود منتقل می کند زیرا که

نمی تواند با آن روبرو شود . علاوه برتأثیرات جانبی بسیار مخرب بالا ٬ خشم سرکوب شده می تواند در

دراز مدت به کینه و تلخی عمیقی منجر شود که نگرش فرد را نسبت به خود و محیطش به طرز منفی

 تحت تأثیر قراردهد.

انفجار مستقیم (خشم فعال ) : شخصی که مورد خشم(از نوع خشم فعال ) ما واقع می شود بیشترین

 صدمه را می بیند . گاه آسیب های فیزیکی و روحی آن هرگز از خاطره پاک نمی شود . انفجار خشم

جز  ویرانی پیامد دیگری ندارد .

خشم فعال :خشم می تواند به صورت ترور شخصیت و انتقادهای ظریفی که در پی ضربه زدن به شخص

- اند بروز دهد .

برخوردهای مناسب به هنگام خشم : بکار بستن مراحل زیر می تواند به  هنگام خشم به ما کمک کند .

 ۱- پذیرش : پذیرش نقطه ی آغاز برخورد با خشم است که باید در وهله ی اول وجود خشم را در خود رد

نکنیم .

 ۲- تمدید خشم : در مرحله ی بعد باید به خشم قدری زمان بدهیم و این عمل مانند سرد کردن ماشینی

است که تازه جوش آورده  است .برای زمان دادن به خشم می توان دوش گرفت یا پیاده روی کرد و یا به

موسیقی مورد علاقه خود گوش داد و..... به عبارت دیگر ٬ این مرحله  ما را آماده ارزیابی صحیح خشم

خود می کند .

۳- ابراز : در این مرحله باید ناراحتی خود را با شخصی که از او عصبانی شدیم در میان بگذاریم . فرو کش

کردن خشم به ما کمک می کند که ضمن ابراز ناراحتی به سخنان شخص دیگ گوش کنیم  و به عبارتی

 تفسیر فرد مقابل را از وقایع دریابیم و نراحتی خود را در فضایی توأم با احترام بیان کرد .

ارزیابی خشم : پس از گفتگو با شخصی که مورد خشم ما واقع شده باید به بررسی علل و چرایی

خشم خود بپردازیم و از خود بپرسیم که چرا من عصبانی شدم ؟ و آیا زود نتیجه گیری نکردم و دچار

قضاوت عجولانه نشدم ؟ چه ضعف هایی در من وجود دارد که ترس و حقارت را بالا  می برد و مرا

خشمگین می کند؟ آیا عامل خشم من دیگرانند ؟ و یا مسائل درونی خودم . مرحله ی ارزیابی وسعت

دید ما نسبت به خشم افزایش  می دهد .

 نتیجه گیری :خشم را نباید انکار و سرکوب کرد بلکه باید ابراز کرد البته ابرازی سازنده

که در آن هدف بیان و رفع آسیب های عاطفی است نه تحریف دیگران.